تبليغاتX
رز سیاه

رز سیاه

چه اسفند هادود کرده بودم.تا تو ای دلشوره شیرین مهمانم شوی

گریه کن

 
 
 
 
 
هر که آید گوید

گریه کن، تسکین است

گریه، آرام دل غمگین است

چند سالی است که من می گریم

در پی تسکینم

ولی ای کاش کسی می دانست

چند دریا

بین ما فاصله است

من و آرام دل غمگینم
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 15:14  توسط بشرا  | 

23/4/...

 

خدای مهربون من

 

۲۳

 

 

 

۴

 

 

 

 

۹۰

 

 

۳ سال گذشت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 11:8  توسط بشرا  | 

گاهی

 

 

گاهی گمان نمیکنی و میشود

گاهی نمیشود که نمیشود

گاهی گدای گدایی وبخت نیست

گاهی تمام شهر گدای تو میشود

گاهی هزار دوره دعا بی استجابت است

 گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 13:22  توسط بشرا  | 

همه به من میخندند

 

 

  

hamtaraneh.com

 

همه به من میخندند

 

وقتی میگویم

 

منتظر معجزه ام


 

میخندند

 

وقتی اینطور یواشکی

 

پرده را کنار میزنم

 

و از پنجره به در نگاه میکنم


 

تا روزی که تو بیایی

 

و مهر سکوت بزنی به تمام تمسخرهایشان

 

 

همه به من میخندند

 

وقتی میگویم

 

منتظر معجزه ام


 

میخندند

 

وقتی اینطور یواشکی

 

پرده را کنار میزنم

 

و از پنجره به در نگاه میکنم


 

تا روزی که تو بیایی

 

و مهر سکوت بزنی به تمام تمسخرهایشان

                           

hamtaraneh.comاگر دل سپردن به یادت خطاست , به تکرار باران خطا می کنمhamtaraneh.com

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 11:39  توسط بشرا  | 

به همین سادگی

 

 

                                   

خدای مهربون من

به همین سادگی، فراموش می کنی که زن هستی، جوان و زیبا..
به همین سادگی، نمیبینی که کودکانت همبازی می خواهند و نه آشپزی ماهر…
به همین سادگی، فراموش می کنی که پسرکت مادری امروزی و شیک می خواهد با روسری قرمز..
به همین سادگی، سنگ صبور همه می شوی…
به همین سادگی، خودت را فراموش می کنی..
به همین سادگی، حرفهایت را می خوری و به شوهرت نمی گویی..
به همین سادگی، از دنیای همسرت دور می شوی..
به همین سادگی، نمی دانی که باید تغییر کنی نه با کردارت که با افکارت…
به همین سادگی، همه چیز را می بازی، عشقت، همسرت، دخترت و پسرت را…
به همین سادگیِ صدا زدن اسمت در خواب، دیگر ترکش نمی کنی…
به همین سادگی، یک نیمه مستندِ کم دیالوگ می سازی که چندین سیمرغ بر سرش سایه می اندازد..
به همین سادگی، یک تیتراژ آغازین دلچسب برای فیلمت می سازی…
به همین سادگی برای «روغن لادن»، «شیرپاک»، «ماشین لباسشویی ارج»، «قنادی گلستان»، «انستیتو زبان سیمین»، «سن ایچ»، «چای گلستان» و «بانک اقتصاد نوین» تبلیغ میکنی..
»به همین سادگی»، فیلمی از رضا میرکریمی
و زندگی نیز به همین سادگی است..
به همین سادگی می توان شاد و پیروز بود
و به همین سادگی می توان، همه چیز را باخت.
سادگی را جدی بگیرید!

 

شاد باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 11:32  توسط بشرا  |